خروج از اتوبان کارمندی و ورود به جاده کارآفرینی

کارآفرینی

خروج از اتوبان کارمندی و ورود به جاده کارآفرینی با اشاره به نکات مهم قبل از ورود به عرصه کار آفرینی می پردازد و با ارایه و بررسی دقیق چالش های پیش روی یک کارآفرین،به بحث نشسته و با شما در مورد چگونگی تحلیل و برنامه ریزی هوشمند برای بهبود کسب و کار مطالب ارزشمندی ارایه می دهد . با ما همراه باشید .

خروج از اتوبان کارمندی و ورود به جاده کارآفرینی

  • ۵ نکتۀ مهمی که باید قبل ازورود به عرصۀ کارآفرینی بدانید.

ارآفرینی واژۀ جذاب و دهن پرکنیه که این روزها مثل لباس مد شده. در حالیکه اگر کسی در حوزۀ کاری خودش، چند قدمی به سمت رویاهاش تاتی تاتی کنه، نمیتونه عنوان کارآفرین رو بگذاره روی خودش چون اساسا کارآفرینی ویژگیهای خاصی رو میطلبه که نمیشه به هر کسی گفت کارآفرین و به هر کاری گفت کارآفرینی.
در ادامه ۵ مورد از ویژگیهای کارآفرین و کارآفرینی رو توضیح میدم و به شمایی که قصد دارید مسیر خودتونو از کارمندها جدا کنید و برید بسمت کارآفرینی توصیه میکنم حتما با دقت این مطلب رو تا انتهاش بخونید.

 

کارآفرینی

 

۱) خسته شدن از مسیرهای عمومی تکراری:

 

 

اولین اتفاق مبارکی که برای یک کارآفرین، قبل از کارآفرین شدنش می افته اینه که: یک روز به خودش میاد میبینه یکنواختی و تکراری شدن کار و زندگیش به شدت داره اذیتش میکنه. میبینه علیرغم اینکه مسیر کارمندیش، اتوبانی، چراغونی، عریض، هموار و تقریباً بدون خطره ولی با این حال دیگه این مسیر رو دوست نداره و سرش درد میکنه برای یک جاده جدید، نا آشنا و پر از دست انداز که جذابترین مشخصه‌اش اینه که جاده عمومی نیست و بطور اختصاصی فقط خودش مسافرشه.

کوره راهی که نه چراغ داره نه گاردریل، نه خط کشی داره نه آسفالت ولی مسیریه که توش پر از هیجان و امیده! جاده فرعی که یه روز قراره بشه مسیر اصلی و این کوره راه با تمام موانع و سختیهاش منتهی میشه به شهر آرزوهای مسافرش. مسافری که هدفمند، جسور و جستجوگره!

بنابراین بعد از خسته شدن از تکرارهای بی فایده دومین ویژگی کارآفرین اینه:

۲) داشتن ایده و فکر بکر:

شما قبل از ساختن یک ویلا به طرح یا نقشه نیاز دارید. تمام ایده‌های لازم برای ساخت یک ویلا در نقشه‌های فنی و معماری خلاصه میشن و مواردی مثل: نوع اسکلت، متراژ، تعداد اتاق‌ها، نما، محوطه سازی و غیره قبل از شروع عملیات ساختمانی روی کاغذ مشخص میشن. بنابراین همانطوری که بدون طرح یا ایده نمیشه صاحب یک ویلای زیبا و دلخواه شد، بدون ایده، شما هم نمی‌تونید پروژۀ کارآفرینی تون رو شروع کنید.

پیشنهاد ما برای مطالعه بیشتر : کار و زندگی به روش مار پلّه

ضمناً اگر شما از جمله افرادی هستید که برای ایجاد یک کسب و کار جدید دائماً ایده‌هایی به ذهنتون متبادر میشه باید بدونید که بهترین نوع ایده، ایده ایه که سودآور باشه و بتونه نیازی رو برطرف کنه یا درد و زحمت مردم رو کاهش بده. بنابراین به عنوان یک نکتۀ بسیار مهم یادتون باشه:
هر ایده ای که به ذهنتون خطور میکنه لزوماً نمیتونه برای کارآفرینی مناسب باشه!

داشتن ایده و فکر بکر

با توجه به توضیحات داده شده، ایدۀ شما در حوزۀ کارآفرینی ۲ وضعیت میتونه داشته باشه:

۱) ایده ای برای ایجاد نیاز
۲) ایده ای برای تامین نیاز

اگر از پشتوانۀ مالی خوبی بهره‌مند نیستید، پیشنهاد می‌کنم در طرح‌ها و ایده‌های کارآفرینی خود کالا و خدماتی که تا حالا برای اونها نیازی ایجاد نشده رو فراموش کنید. چون علیرغم ارزشمند بودنشون چنین ایده‌هایی پرهزینه، پر مانع و زمان بر هستند.
اما ایده‌های تامین نیاز برای کسایی که سرمایۀ زیادی ندارند همیشه مناسبه.
برای شروع کسب و کار خودتون به این ۲ تا سوال پاسخ بدید:

  • امروزه مردم چه چیزهایی را میخواهند؟
  • امروزه مردم دیگر چه چیزهایی را نمی خواهند؟

 

به عنوان مثال:
– این روزها مردم بیشتر از گذشته غذاهای سالم و سنتی رو به فست فودها ترجیح میدن.
– این روزها مردم تعداد فرزندهای زیادی نمیخوان و ترجیح میدن بیشتر از دو فرزند نداشته باشند.
نکتۀ مهم بعدی روش ارائه‌ی کالا یا خدماتتونه. یعنی شما باید قبل از شروع کارآفرینی راهی پیدا کنید تا بتونید محصول یا سرویسی که قراره بفروشید رو در بستر اینترنت و به ویژه از طریق اپلیکیشن‌ها ارائه کنید.
در مرحلۀ ایده پردازی و انتخاب کسب و کار بهتره که بدنبال ایده‌ای باشید که به منطقۀ جغرافیایی یا شرایط خاصی محدود نباشه و کسب و کارش قابل توسعه باشه.

 

۳) عملگرا بودن

یکی از اساسی‌ترین ویژگی‌های کارآفرین‌ها عملگرا بودنشونه.
اگر شما از جمله افرادی هستید که برای انجام یک کار مدام ایده‌های جدید ارائه می کنید و به طرح ها و ایده هاتون شاخ و برگ میدید و این روند رو اونقدر ادامه میدید که یا خیلی دیر اقدام میکنید یا اصلا وقت نمی کنید که ایده هاتون رو پیاده سازی کنید، شما آدم عملگرایی نیستید و در کارآفرینی با مشکل مواجه میشید.

بنابراین فضای کارآفرینی فضای اهمال کاری، تنبلی و دست روی دست گذاشتن نیست. کارآفرین برای هر روز خودش برنامه داره و برای انجام دادن کارها در هر ساعت از شبانه روز و در هر روز از ایام سال در تعطیلی و غیر تعطیلی آماده و آستین بالا زده است.

عملگرا بودن

داشتن رویا، طرح و ایده بدون حرکت کردن هیچ ارزشی نداره و یکی از مهمترین تفاوتهای بین کارمندهای خاموش و کارآفرین ها در همینه. به این علت گفتم کارمندهای خاموش چون از نظر من کارمند بودن اشکال نداره و زمانی خود من هم کارمند شهرداری بودم. کارمند بودن زمانی ایراد داره که شما کوهی از توانایی و مهارت باشی ولی بخاطر کارمند بودنت اونقدر محدود بشی که نتونی از تمام اون ظرفیتهای وجودیت بهره برداری کنی و به مرور مجبور بشی که رویاهات رو فراموش کنی!

 

خروج از اتوبان کارمندی و ورود به جاده کارآفرینی : به عقیدۀ من کارمندی که توانایی کارآفرین شدن رو داره ولی دو دستی چسبیده به میز و صندلیش، داره به ۳ نفر خیانت میکنه. اول به خودش، دوم به همسر یا فرزندش و سوم هم به کسی که بیکاره و مستحقّ اینه که بیاد و جای اون کار کنه!

کارمندهای خاموش فقط در حیطۀ وظایفی که براشون تعریف شده عمل میکنند، روزها، ماه‌ها و سال‌های عمرشون شبیه به هم هست. اونها مدام منتظر تعطیلی‌اند تا صرفا بتونن بیشتر بخوابند. معمولا وقتی با این نوع کارمندها صحبت میکنی کلی بهانه و دلیل و برهان برات میارن که چرا نمیتونن توی کارشون تغییری ایجاد کنند. اینها معمولاً همه رو مقصر میدونن الّا خودشونو!

بنابراین به این آدمهایی که مدام بغ بغ می کنند توصیه می کنم که کارآفرینی رو فراموش کنند چون فضای کار آفرینی فضای اقدام و عمله نه فضای عذر و بهانه و حرف زدن!

کارآفرین ها بیشتر از اون که حرف بزنند اقدام میکنند و معتقدند:
دو صد گفته چون نیم کردار نیست بزرگی مرد به گفتار نیست

۴) ریسک پذیری و جنگجو بودن:

گفته میشه که ریشۀ کلمۀ انگلیسی ریسک از کلمۀ رزق میاد. یعنی اگر شما به دنبال رزق و روزی بیشتر و افزایش درآمدتون هستید، باید بیشتر ریسک کنید. ریسک کردن یعنی: رقابت کردن، مواجه شدن با موانع، سختی کشیدن، تجربه کردن کم پولی یا بی پولی موقتی، از دست دادن مقطعیِ راحتی و امنیت شغلی و نهایتا رسیدن به هدف یا درآمد بیشتر.

ریسک پذیری و جنگجو بودن

آدمهای تاثیرپذیر و بی هدف این وضعیتهای سخت رو نوعی بدشانسی و بدبیاری میدونن ولی آدمهای تاثیرگذار و هدفمند به استقبال اون سختیها میرن و قهوه بدبیاری رو به امید خوردن کیک جشن قهرمانی سر میکشن!

بنابراین میبینید که یک کارآفرین برای موفقیت نیاز داره که مثل یک گلادیاتور بجنگه و در برابر سختی ها و پشت پا خوردن ها مثل یک مبارز خستگی ناپذیر ایستادگی کنه.
پس شما باید دروناً انگیزه های لازم برای جنگیدن رو داشته باشید و برای کارآفرینی بر تمام نیروهای بازدارنده غلبه کنید.

۵) صبوری و امیدوار بودن:

کارآفرین باید مثل یک ماهیگیر صبور باشه.

صبوری و امیدوار بودن

تمام کارآفرین ها برای رسیدن به هدف با ۳ مرحله روبرو میشن که این سه مرحله رو میشه به عملکرد جک سوسماری تشبیه کرد به این صورت که فرض کنید برای بالا بردن ماشینتون دارید از جک سوسماری استفاده می کنید.

  • مرحلۀ اول مرحلۀ نتیجه نگرفتن:

یعنی شما مدام دستۀ جک سوسماری رو بالا و پایین می کنید ولی ظاهراً هیچ اتفاقی نمی افته و ماشینتون حتی یک میلیمتر هم بالا نمیره. این مرحله برای یک کارآفرین، همون مرحلۀ شروع کارشه که شب و روز داره کار میکنه، هزینه میکنه، انرژی میگذراه و سختی میکشه با اینحال نتیجه ای مشهود نیست. در این مرحله درصد زیادی از مردم ناامید و منصرف میشن و قبل از اینکه وارد مرحلۀ دوم بشن دست از کار میکشن!

  • مرحلۀ دوم مرحلۀ کم نتیجه گرفتن:

یعنی در حالی که شما دارید کماکان دستۀ جک سوسماری رو بالا و پایین می کنید کم کم می بینید که ماشینتون داره کمی به سمت بالا حرکت میکنه و در این مرحله نتیجۀ کمی حاصل میشه. این مرحله برای کارآفرین بسته به نوع کارش معمولاً در بازۀ زمانی بین شش ماه تا یک سال اتفاق می افته. یعنی کارآفرین می بینه بعد از اون همه تلاش و هزینه به تدریج داره نتایج کمی حاصل میشه. درصدی از آدما هم در این مرحله صبر و حوصله شون تموم میشه و از جادۀ کارآفرینی خارج می شن. کسانی که در مرحلۀ اول یا مرحلۀ دوم ناامید میشن هیچ وقت نمیتونن مرحلۀ سوم رو تجربه کنن!

  • مرحلۀ سوم مرحلۀ نتیجه گیری یا فراوانی:

بعد از مدتی که دستۀ جک سوسماری رو بالا و پایین کردید وارد مرحلۀ جدیدی میشید که در این مرحله با اشاره ای و فقط با چند سانتیمتر حرکت دادن دستۀ جک می بینید که ماشینتون چندین برابر مرحلۀ قبلی بالا میره!

این مرحله برای کارآفرین معمولا بعد از ۶ ماه  یا از اوایل سال دوم کاریش شروع میشه. در این مرحله دیگه مثل مراحل قبل نیاز نیست که انرژی زیادی صرف بشه و با صرف کردن تنها کمی از وقت و انرژیتون چندین برابر مرحله قبلی به درآمد می رسید. به این مرحله، مرحلۀ فراوانی میگن چون مرحله ایه که  ۲ ضربدر ۲  به جای این که بشه ۴  میشه ۴۰،  ۴۰۰  یا حتی بیشتر!

 بنابراین به همۀ  کارمندها و کسانی که دلشون میخواد کارآفرین بشن توصیه میکنم با در نظر گرفتن نکات مهمی که توضیح دادم، خودشونو مورد ارزیابی صادقانه تری قرار بدن و بررسی کنند ببینند آیا شرایط ۵ گانۀ کارآفرینی رو دارند یا بهتره که کماکان در اتوبان کارمندی باقی بمونن و وارد جادۀ پر مخاطرۀ کارآفرینی نشن؟

امیدوارم همواره روی محور موفقیت به سمت مثبت بی نهایت در حال حرکت و پیشرفت باشید.


علیرضا ذوقی– نویسندۀ کتاب: فتح ۸ قلّه در ارتباطات مردانه